پیش بینی مجید انصاری !!

یادداشتهای روزانه رسول پاپایی

جزئيات برنامههاي آينده حميدرضا حاجي بابايي، وزير پيشنهادي آموزش و پرورش اعلام شد. در مقدمه اين برنامه آمده است: نظام تعليم و تربيت به عنوان نهادي بيبديل در نقشآفريني براي هدايت جامعه اسلامي و ايجاد زمينه براي توليد علم و دانايي، نيازمند برنامهريزي دقيق همراه با شناخت عميق از آن است و در اين مسير بايد به ميدان وسيع و در عين حال تعريف شدهاي مراجعه كرد كه راه سعادت و موفقيت در گرو پيمايش اين ميدان است؛ ميداني به وسعت مكتب الهي اسلام و پيامي به نورانيت قرآن كه شروع آن با آيات نوراني سوره علق است كه فرمود: اقراء باسم ربكالذي خلق، خلق الانسان من علق، اقراء و ربكالاكرم، الذي علم بالقلم، علم الانسان مالم يعلم (سوره علق 5 ـ1)
مكتبي كه علم و تعليم را مبناي فرستادن رسول گرامي اسلام ميداند و پيامبر عظيمالشأن اسلام ميفرمايد: «بالتعليم ارسلت» من براي تعليم فرستاده شدهام «البحار ج 1 ص 206) و پس از اين توضيح كامل از مسير هدايت نظام تعليم و تربيت اسلامي، قانون اساسي به عنوان ميثاق كلي كشور و سند چشمانداز 20 ساله نظام، ديدگاههاي امام راحل عظيمالشأن و مقام معظم رهبري (مدظلهالعالي) چراغ راه كساني است كه به آموزش و پرورش ميانديشند و در عين حال قانون اهداف و وظايف آموزش و پرورش كه در سال 1366 توسط مجلس شوراي اسلامي نيز مصوب شده است از مؤلفههاي بزرگي است كه در مجموع، راه نظام تعليم و تربيت اسلامي را براي رسيدن به جامعه هدايت شده هموار ميسازند.
حقيقت آن است كه مهمترين هدف در نظام جمهوري اسلامي ايران، اصلاح فرهنگ است و آموزش و پرورش از محوريترين اركان فرهنگ جامعه محسوب ميشود و توجه ويژه به آن از اهداف بلند امام راحل عظيمالشأن، آن يگانه دوران بود كه در بيانات گهربارشان فرمودند: «مجلس و ملت و متفكران متعهد اين حقيقت را باور كنند و اصلاح فرهنگ و از آن جمله اصلاح مدارس از دبستان تا دانشگاه را جدي بگيرند و با تمام قوا در سد راه انحراف بكوشند. (ص 185 كلمات قصار ـ مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني 1372)
هزينههاي سرسامآور مبارزه با انحرافات اجتماعي، دغدغههاي مهم سياسي، اقتصادي، فرهنگي، طمع دشمنان براي استحاله فرهنگي، فورچالههاي اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي، سياسي، فردي و خانوادگي همه پيامرسان توجه ويژه آموزش و پرورش است. اهداف بلند چشمانداز 20 ساله نظام در توليد علم و سرعت در توسعه كشور، استحكام مباني فرهنگي، پويايي اقتصاد، طراوت و شادابي در سياست عين ديانت ـ استحكام خانواده، مجهز كردن جوانان براي طي مسير نوراني اسلام، اميد به آينده، نشاط و شادابي در جامعه، جامعه عمل پوشيدن به آموزههاي ديني، و پرورش انسانهاي دينمدار، متعهد، مسئول و داراي وجدان اجتماعي همه و همه مرهون توجه ويژه به نظام تعليم و تربيت است و تعليم و تربيت در مدرسهاي انجام ميپذيرد كه محور اساسي و مرشد و مراد آن معلم است كه كليد رشد و هدايت و تحقق استعدادهاي الهي در فطرت دانشآموزان را در دست دارد و راه سعادت و شقاوت را مينماياند و چون شمع ميسوزد تا روشنيبخش مسير جواناني باشد كه آينده كشور را رقم خواهند زد.
امام عظيمالشأن آن معلم بزرگ فرمود: «همه سعادتها و شقاوتها انگيزهاش از مدرسههاست و كليد دست معلمين است. همين آموزش و پرورش اگر خودشان يك پرورش صحيح نداشته باشند و يك تعليم صحيح، نميتوانند جوانها را تعليم كنند و آموزش بدهند و پرورش بدهند» (ص 204 از كلمات قصار موسسه تنظيم نشر آمار امام خميني «ره») به همين دليل است وقتي ميگوئيم هر كشوري آموزش و پرورش داشته باشد همه چيز را دارد توجه به آموزش و پرورش توجه به همه آن چيزهايي است كه براي بالندگي كشور نياز داريم و دغدغه آن را داريم آموزش و پرورش نه يك نهاد مصرفي كه آموزش و پرورش مهمترين و اساسيترين ركن از اركان توليدي كشور است كه توليدات آن انسانهاي شايسته و خودساختهاي هستند كه سكانداري مديريت، اقتصاد، سياست، فرهنگ و اجتماع را به دست دارند. نميتوان گفت كه امروزه هر كشوري كه داراي منابع مالي و نيروي انساني باشد لاجرم كشور پيشرفتهاي است بلكه كشورهايي كه از توليد علم بيشتر برخوردارند ميتوانند در رقابتهاي سنگين جهاني قدمهايي بلندتر ر ا بردارند.
بيتوجهي يا خداي ناكرده كوتاهي در آموزش و پرورش، آينده خسارتباري را به دنبال خواهد داشت كه به هيچ وجه قابل جبران نيست تا جايي كه امام آن پير بيدار دل فرمودند: «توجه كنيد كه دوره مدارس مهمتر از دانشگاه است چرا كه رشد عقلي بچهها در اين دوره شكل ميگيرد.» (ص 185 از كلمات قصار، موسسه تنظيم و نشر اثار امام خميني «ره» 1372)
مسامحه و سهلانگاري در تعليم و تربيت، خيانت به اسلام و جمهوري اسلامي و استقلال فرهنگي و كشور ميباشد بايد از آن احتراز كرد. (ص 184 از كلمات قصار، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني «ره»)
بنابراين كار آموزش و پرورش كار اساسي كشور است كه مقام معظم رهبري (مدظلهالعالي) ميفرمايد: كار آموزش و پرورش مهمترين كار كشور است.
الف) منابع برنامهريزي در آموزش و پرورش
1ـ احكام نوراني اسلام
2ـ رهنمودهاي امام راحل (رض) و مقام معظم هربري (مدظلهالعالي)
3ـ قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران
4ـ سند چشمانداز 20 ساله
5 ـ قانون برنامه 5 ساله پنجم اقتصادي ـ اجتماعي ـ فرهنگي جمهوري اسلامي ايران
6ـ مصوبات مجلس شوراي اسلامي
7ـ قانون مديريت خدمات كشوري
8ـ قانون اهداف و وظايف آموزش و پرورش
ب) هدفهاي بنيادين
1ـ تقويت و تحكيم مباني اعتقادي، معنوي و روحيه اتكال به خداوند متعال و اعتماد به نفس دانشآموزان و رشد فضيلتهاي اخلاقي آنان
2ـ ايجاد زمينههاي لازم براي حفظ استقلال فرهنگي، اقتصادي و سياسي از طريق آشنا ساختن دانشآموزان به علوم، فنون، صنايع و مشاغل مورد نياز جامعه بر اساس اولويتهاي برنامه توسعه كشور
3ـ شناسايي استعدادهاي دانشآموزان و اهتمام در جهت رشد و شكوفايي استعدادها و تقويت روح پژوهش، ابتكار و آفرينش
ج) مأموريتها
1ـ آموزش عمومي: شامل ايجاد مهارت لازم در امر خواندن و نوشتن، آموزش مباني اعتقادي، اخلاقي، علمي و فرهنگي
2ـ آموزش نيمه تخصصي: آموزشهايي كه زمينههاي فراگيري علوم نظري را فراهم كرده و فرد را با مبادي علوم و فنون آشنا و او را براي طي مدارج عاليه آماده سازد.
ـ آموزشهايي كه فراگيرنده را بر مبناي تعليم مهارتهايي كه جنبه كاربردي دارد جهت احراز شغل يا حرفه معين تربيت ميشود.
د) مسائل فراروي نظام آموزش و پرورش كشور
1ـ تقليدي، سنتي و ناكارآمد بودن نظام آموزشي در 2 بعد كارايي دروني و بيروني
2ـ عدم ارتباط منطقي و ضروري ميان نيازهاي جامعه اعم از بخش صنعت، كشاورزي، بهداشت، سلامت و ...) محتواي دانش، مهارت و تربيت در آموزش و پرورش
3ـ عدم بهرهگيري از ظرفيتهاي بالاي مفاهيم ارزشي و آموزههاي ديني در محتواي برنامههاي درس و فرآيند يادگيري
4ـ عدم هماهنگي فراگير ميان نهاد آموزش و پرورش با ديگر عوامل و نهادهاي تأثيرگذار بر فرآيند تعليم و تربيت مانند حوزه، دانشگاه، مساجد، خانواده و ....
5 ـ مشاركت ضعيف عوامل دروني مدرسه در تصميمسازيها به دليل تمركزگرايي در نظام آموزشي
6 ـ ناديده گرفتن مقتضيات محلي، در اتخاذ رويكردهاي تربيتي ـ آموزشي
7ـ عدم استفاده از ظرفيت بالاي آموزش و پرورش در تقويت عقلانيت، خلاقيت، هويت ديني، ملي، انضباط اجتماعي در طي فرآيند نظام آموزشي
8 ـ به روز نبودن فضاها و تجهيزات آموزشي و ورزشي به ويژه در بخش دختران با هدف بسط عدالت آموزشي
9ـ به روز نبودن تجهيزات آموزشي هنرستانها جهت متعادل ساختن توزيع متوازن دانشآموزان و جذب و ترغيب به ادامه تحصيل در رشتههاي فني و حرفهاي
10ـ فقدان يك نظام جامع در فرايند جذب، گزينش و نگهداشت نيروي انساني به ويژه معلمان با هدف ارتقاي مهارتهاي حرفهاي آنان
11ـ ناكارآمد بودن شيوههاي ارزشيابي تحصيلي
12ـ عدم توجه كافي به گسترش فناوري و لزوم كسب مهارتهاي جديد در حوزه IT و ICT
13ـ نهايي نشدن طرح جامع تربيتي و سند ملي آموزش و پرورش با هدف اتخاذ رويكردهاي مناسب تربيتي به منظور تسريع در تحقق تحول بنيادين
14ـ بيتوجهي به موضوع خودكنترلي و مصونيتبخشي در دانشآموزان با توجه به تحولات جهاني
15ـ بيثباتي در نظام مديريتي آموزش و پرورش
16ـ عدم شفافيت در بخش اطلاعات آماري آموزش و پرورش به علت فقدان نظام جامع آماري و اطلاعرساني
17ـ عدم نگرش سرمايهاي و توليدي به آموزش و پرورش
هـ) راهبردها و سياستها:
1ـ تقويت و تعميق باورهاي ديني و هويت ملي
2ـ تحول در نظام آموزش و پرورش با هدف ارتقاي كيفي آن بر اساس نيازها و اولويتهاي كشور در 3 حوزه دانش، مهارت و تربيت و نيز افزايش سلامت روحي و جسمي دانشآموزان با توجه به سياستهاي كلي برنامه پنجم توسعه با رويكرد گفتمان پيشرفت و عدالت براي تدوين الگوي توسعه ايراني ـ اسلامي از سوي مقام معظم رهبري (مدظلهالعالي)
3ـ اصلاح نظام جذب، نگهداشت و توسعه منابع انساني
4ـ توسعه عدالت در نظام آموزش و پرورش
5 ـ ترويج مشاركت فراگير در آموزش و پرورش
6 ـ بازآفريني مرجعيت معلم، بهبود جايگاه حرفهاي، ارتقاء منزلت اجتماعي
7 ـ توسعه و به روز كردن آموزشهاي فني و حرفهاي
8 ـ تعريف روشن از شاخص سطح سواد به منظور ارتقاء شاخصها، برنامهها و روشهاي آموزش
9ـ بهبود تشكيلات و اصلاح و بهسازي قوانين، مقررات و فرآيند انجام كار با رويكرد پرهيز از تمركز و حركت به سوي مديريت نيمه متمركز
و) برنامههاي عملياتي جهت تحقق اهداف و راهبردها
1ـ تعميق و توسعه تربيت ديني
2ـ بازنگري در محتواي كتب درسي در راستاي ارتقاء سطح علمي و آگاهيهاي عمومي و توانمنديهاي اخلاقي و اجتماعي دانشآموزان
3ـ ايجاد فضاي خلاقيت، نوآوري، شكوفايي و آفرينشهاي علمي ـ ادبي و هنري با هدف تقويت روحيه اعتماد به نفس در دانشآموزان
4ـ پرورش و ارتقاي مهارتهاي ادراكي، كلامي، اجتماعي و تلفيق و هماهنگي فعاليتهاي پرورشي درون و برون مدرسهاي با نگاه تربيتپژوهي به منظور آمادهسازي دانشآموزان در ايفاي مسئوليتها و تكاليف و استيفاي حقوق اجتماعي
5 ـ جهت دادن به مواد درسي و برنامههاي پرورشي در راستاي تعالي علمي و رشد فضيلتهاي اخلاقي براي تسري و تعميق روحيه همكاري، قانونمداري، مشاركتجوئي و نيز افزايش اميد به آينده و زندگي سعادتمند و با نشاط
6ـ تصويب نهايي فلسفه راهبردي تعليم و تربيت سند ملي آموزش و پرورش به عنوان نقشه راه در توسعه كمي و كيفي آموزش و پرورش
7ـ جذب نيروي انساني با تأكيد بر توانمنديهاي اخلاقي، آموزههاي ديني، مهارتهاي حرفهاي و صلاحيتهاي علمي از طريق نخبهگزيني و ساماندهي مراكز تربيت معلم با تكيه بر دستاوردهاي نوين علمي و آموزشي
8 ـ فراهم كردن تسهيلات و شرايط لازم براي ارتقاي سطح علمي معلمان
9 ـ تلاش مستمر به منظور استفاده از قابليتهاي درون و برون سازماني در جهت ارتقاء و بهبود وضعيت معيشتي فرهنگيان
10ـ حمايت از نخبگان علمي، فرهنگي و اعطاي تسهيلات ويژه به معلمان خلاق و نوآور
11ـ تلاش پيگير در جهت ساماندهي اعتبارات و تخصيص بهينه امكانات، تجهيزات و نيروي انساني با اولويت مناطق محروم
12ـ توجه ويژه به امر آموزش بزرگسالان، تحت پوشش قرار دادن تمام كودكان واجبالتعليم در مناطق محروم، مرزي و عشايري به ويژه كودكان با نيازهاي ويژه (استثنايي)
13ـ فراهمسازي بيشتر بسترهاي قانوني جهت نقشآفريني هدفمند خانوادهها در به ثمر رساندن اهداف آموزش و پرورش
14ـ ارتقاء نقش شوراهاي آموزش و پرورش با هدف بهرهگيري بيشتر از امكانات منطقهاي
15ـ ايجاد بستر مناسب جهت اجرايي شدن قوانين و مقررات توسعه مشاركتهاي مردمي در آموزش و پرورش
16ـ اصلاح ساختار تشكيلات، مديريت و ساماندهي نيروي انساني در راستاي پيشبرد اهداف عالي آموزش و پرورش
17ـ نوآوري در تدوين برنامههاي درسي، كاهش حجم و افزايش كيفيت آموزش متناسب با نياز كشور و بهرهگيري از روشهاي نوين ياددهي ـ يادگيري
18ـ برنامهريزي توسعهاي، در جهت بهبود كيفيت و ارتقاء سطح مهارت و كارآمدي آموزشهاي فني حرفهاي همگام با فناوريهاي نوين و هماهنگ با بازار كار
19ـ برنامهريزي در جهت مشاركت بخش غيردولتي در واگذاري آموزشهاي فني حرفهاي در راستاي تعامل با كارخانجات و مراكز صنعتي با هدف راهاندازي هنرستانهاي مهارت محور و كارآفرين
20ـ برنامهريزي جامع در جهت تجهيز مدارس به فناوري اطلاعات و گسترش سيستمهاي آموزشي هوشمند به منظور بهرهگيري از روشهاي نوين آموزشي
21ـ تلاش در جهت رشد اعتبارات سرانه واحدهاي آموزشي و هدفمندسازي آنها
22ـ ايجاد و توسعه كارآمد هستههاي مشاوره تربيتي و تحصيلي
23ـ بهرهگيري از توانمندي نهادهاي فرهنگي، علمي و تربيتي در جهت غنيسازي اوقات فراغت دانشآموزان
24ـ تقويت معاونت پرورشي در جهت رشد فضيلتهاي اخلاقي و باورهاي ديني بر پايه همافزايي علم و دين
25ـ اهتمام ويژه به برگزاري و هدفمندسازي مسابقات فرهنگي ـ هنري و المپيادهاي علمي ـ ورزشي در سطوح ملي و بينالمللي
26ـ فراهم نمودن امكانات پژوهشي در جهت شكوفايي استعدادهاي دانشآموزان از طريق ساماندهي و تقويت پژوهشسراها و بالا بردن روح پژوهش در سيستم آموزشي كشور
27ـ توجه ويژه به ورزش مدارس و نهادينه نمودن تربيتبدني به عنوان يك فرهنگ عمومي
28ـ ارتقاء سطح بهداشت و توجه خاص به افزايش آگاهيهاي بهداشتي فردي و اجتماعي
29ـ طراحي نظام جامع نظارت و ارزيابي مبتني بر تحقق اهداف آموزش و پرورش
30ـ ساماندهي فضاهاي آموزشي
سخن پاياني
اعتقاد دارد دولت با حمايت مجلس و در چارچوب رهنمودهاي مقام مظم رهبري ميتواند اين اهداف بلند را محقق سازد، بر اين اساس خود را ملزم ميداند تا همواره در كنار نمايندگان عزيز به عنوان سربازي كوچك در بين سربازان بيشمار انقلاب اسلامي ايران مجري قانون و خدمتگزار نظام تعليم و تربيت اسلامي بوده و در جهت تحقق آنچه را كه در اين فرصت به صورت مجمل ارايه گرديد در قالبي مبسوط و برنامهاي با همكاري متقابل ميان دولت و مجلس محترم، فرهيختگان فرهنگي، انديشمندان و قاطبه مردم فرهنگ دوست تأكيد نمايد و با بكارگيري همكاراني صالح، كاردان، توانا، ولايتمدار و مردمدار از فكر و خرد جمعي صاحبنظران و خيرخواهان براي اصلاح و بسامان كردن امور بهره گيرد.
در پايان يادآور ميشود در صورت اعتماد نمايندگان محترم اين مسئوليت خطير را بر دوش خواهم گرفت و اگر مرا معاف دارند با تفضل الهي، باز هم در خدمت آنان خواهم بود و در سنگر فعلي به نمايندگي و خدمتگزاري افتخار خواهم نمود و در هر دو صورت از الطاف الهي و اعتماد رياست محترم جمهور و شما نمايندگان محترم سپاسگزار خواهم بود
این یاد داشت در روزنامه اعتماد یک شنبه ۱۷ابان ۸۸ منتشر شده است
طی سالهای گذشته از انقلاب 10 وزیر و چندین سرپرست سکان هدایت اموزش و پرورش را به عهده گرفته اند . رفت وامدهای این ده وزیر و چند سر پرست نشان می
دهد میانگین عمر وزیر معلم ها بودن ، تنها سه سال است و بعد ازان تیغ استیضاح یا جبر به استعفا وزرات در اموزش و پرورش را به کام وزیر تلخ کرده است . و شاید حال وروز، وزیر بودن در اموزش و پرورش را اخرین وزیر ان علی احمدی که کسری بودجه اورا ذلیل کرده بود بهتر گفته باشد که : اموزش و پرورش میران خود را در مشکلاتش غرق می کند .
اکنون بعد از اغاز مهردیگر ی بدون وزیر و چند ماه از اغازبکار دولت ودر میان بی تفاوتی سوال برانگیر معلمان ،اموزش و پرورش در استانه شناختن یازدهمین وزیر خود قرار گرفته است . یازدهمین وزیری که به احتمال خیلی زیاد نامش حمید رضا حاجی بابایی خواهد بود . گزینه ای متفاوت با نامهایی چون سوسن کشاورز و فاطمه الیا که معلم دینی و قران بودنش ،ازگچ به دست بودن او حکایت دارد و مدیر کلی اموزش و پرورش و چهار دوره نمایندگی مردم و حضور او در هئیت رئیسه مجلس و ریاست فراکسیون فرهنگیان او را از جهت توان مدیریتی در موقعیتی مناسب قرار داده است تا بتواند ردای وزرات را برتن کند . علاوه بر این گچ به دست بودن و سابقه حضور در مجلس کثرت سخنان و فراوانی موضع گیری های این نام در خصوص اموزش و پرورش و معلم و معلمی به خوبی تفاوت او را با گزینه های مطرح شده قبلی نشان می دهد تا جایی که علی کریمی فیروز جایی نماینده مجلس از انتخاب او به عنوان رسیدن حق به حقدار یاد می کند و می گوید : عاقبت بعد از سالها حق به حق دار رسید تا کسی از بدنه آموزش و پرورش بر مسند این وزارتخانه قرار گیرد و تاکید می کند که : او بهترین گزینه برای احراز این پست است و قطعا تجربیات وی موجب تحولات قابل تو جهی در اموزش و پرورش می شود .این نماینده مجلس در حالی با اطمینان از ایجاد تحول در اموزش و پرورش با امدن حاجی بابایی سحن می گوید که گزینه مطرح شده برای وزرات تا کنون از برنامه ها و خواب هایی که برای اموزش و پرورش دیده سخن نگفته و از راهکار ها و نسخه ای که برای در مان درد های این وزارتخانه ی بیمار پیچیده حرفی به میان نیاورده است . نکته ای که اسدالله عباسی عضو کمیسیون اموزش وتحقیقات مجلس هم به ان اشاره کرده و می گوید :(اول باید حاجی بابایی برنامه هایش را اعلام کند واز انها دفاع کند باید برنامه ها وزیر پیشنهادی را با توجه به چالش های پیش روی این وزارتخانه و اسیب شناسی موجود بررسی کنیم و دید که ایا برنامه ها ی اعلام شده برای رفع مشکلات و معظلات اموزش و پرورش و برون رفت از این چالش ها مثمر ثمر است یا نه .)
هر چند حاجی بابایی با روی کار امدن دولت هشتم از انتقادات خود از وزیران کاست و مشی اصول گرایانه یخود را به محافظه کاری هم اراست و حتی استراتژی دوری از تشکل های معلمی را در دستور کار خود قرار داد و در سال 85 بر خلاف نمایندگانی چون کوهکن و عباسپور از حضور در جمع معلمان معترض در برابر خانه ملت خود داری کرد . اما او مانند بسیاری از نمایندگانی که با بالا امدن از نردبان معلمی به جایگاه وکیلی مردم رسیده اند سابقه معلمی و دبیری دینی وقرانش را فراموش نکرده و همیشه مخاطب بسیاری از مکاتبات و درد نامه های فرهنگیان و تشکل های معلمی بوده است ، و نقش پر رنگ او در به چالش کشیدن و نقد مدیریتها در اموزش و پرورش وحضور در چند جلسه کانون صنفی و استماع سخنان معلمان و همراهی وتایید مطالبات معلمان در خصوص تبیعض در نظام پرداختها و تلاش در خصوص اجرایی شدن لایحه خدمات کشوری و دردسترس بودن او برای جامعه معلمی و کوشش و تاثیر او در تصویب لوایح دولت برای حل کسری بودجه اموزش و پرورش انقدر پر رنگ هست که اقبال جامعه معلمی را به حضورش در اموزش و پرورش را به همراه داشته باشد . امری که حیاتی عضو کمیسون اموزش و پرورش هم به ان اشاره کرده و می گوید : حاجی بابایی در چهار دوره حضور خود در مجلس رابطه خود را با اموزش و پرورش قطع نکرد و از نزدیک به مسایل برگترین وزارت خانه اشراف دارد .
اما حاجی بابایی با تجربه چهار دوره نمایندگی مجلس خوب می داند که تمامی وزرا اموزش و پرورش به جز شهید رجایی طعم استیضاح را چشیده اند و نیک می داند که هر یک از مشکلات و چالش های مو جود در اموزش و پرورش به تنهایی قادر است تا ارامش وزرات هر وزیری را در این اقیانوس پر تلاطم کرده و موجبات پیاده شدن از اتوبوس دولت را فراهم سازد . از طرفی کوتاه بودن عمر وزرات و نیاز به یک دوره 10 تا دوازده ساله برای به ثمر نشستن طرح ها و برنامه های مدیران از معظلات وزیری در اموزش و پرورش به شماره امده و همیشه این عامل علاوه بر ناتوان بودن وزرا مو جب گردیده که مشکلات و چالش های این وزارت خانه ی گسترده ، در همه دوره ها و همه دولتها نه تنها هیچگاه حل و ریشه کن نشده که در هر دوره معضلات ومشکلاتی جدیدی هم به انها اضافه گردد و معا دله ی چند مجهولی نابسامانی در این وزارت هیچ وقت با امدن ورفتن وزرا مختلف حل نگردد و ما در اموزش و پرورش با انباشت مشکلات مواج شویم . انجا که اصغر یوسف نزاد نماینده مجلس هم بر ان صحه گذاشته و می گوید : مشکلات اموزش و پرورش مرور میشود اما حل نشده باقی میماند و به زمان دیگری مو کول میشود . او دردوران نمایندگیش همواره با گزینه هایی که با برنامه های مانند برنامه ریزی در شان فرهنگیان ، ایجاد همگرایی در بدنه اموزش و پرورش ، تکریم شخصیت معلمان و فرهنگیان ، ارتقا منزلت اجتماعی و معیشت فرهنگیان ، در تلاش برای کسب رای اعتماد بوده اند مخالف بوده واین گونه برنامه ها را بدون ارائه چگونگی رسیدن به انها کلی گویی و فاقد ضمانت اجرایی و ارزشیابی می دانست . حاجی بابایی بار ها و بار ها در سالهای گذشته به عنوانی منتقدی مقتدر به معضلات وچالش ها در اموزش و پرورش پرداخته و انها را رصد کرده و در مقام استیضاح یا سوال یا نقد به کرات انها رامرور کرده وحلاجی نموده است . او از نابسامانی و بیمار بودن ساختاراموزش و پرورش ،مدیریت نامطلوب منابع انسانی ، ریخت و پاش ها و ضعف مدیریت مالی ، بی توجهی به نقش معلم ها در تصمیم سازی و اثر گذاری و نقش افرینی ها، فربگی و بزرگ شدن اموزش و پرورش و تبدیل شدنش به بنگاه کاریابی و حل مشکل بیکاری در کشور ، ضرورت امر تحول بنیادین ، سیاست زدگی ، بی ثباتی مدیریتی ، بلاتکلیفی وسریال شدن داستان حق التدریس ها ، استخدام های غیر ضروری وغیر قانونی ، حاکم شدن رخوت وروزمرگی بر مدارس و معلمی ، مبهم بودن کارکرد و در خدمت معلم نبودن صندوق ذخیره فرهنگیان، خدشه دارشدن منزلت اجتماعی معلمان ، رفاه معلمان و کمرنگ شدن منزلت معلمی ، تحمیل خواسته های عجیب و غریب بروزرای اموزش وپرورش ، فراوانی معلمان مازاد و مامور و معذور و مجبور در این نهاد ، کسری بودجه، فشار بر تشکل های صنفی معلمی ،طرح ها وایده های خلق الساعه ، سپردن وظایف و نقش های معلمی و اموزش و پرورش به ارگان ها و نهاد های دیگر، تبعضییات درون سازمانی و... بار ها سخن گفته است متفاوت بودن وزیری او با دیگران که در اغاز این یاد داست به ان اشاره شد شاید در این باشد که ، معلمان و فرهنگیان تکرار مکررات و کلی گویی را در حوزه های فوق از او نپذیرفته و فرصت طلایی وزرات را با توجه به پتانسیل معلم بودن و سابقه ی قانونگذاری برای او ، بهانه ای نه برای ترمیم این ساختار، که فرصتی برای جراحی این بیمار می دانند ، جراحی و عملی که لاجرم با درد همراه است و چه بسا با مقاومت هایی از طرف اشنایان دور ونزدیک این بیمار هم همراه باشد .
این نوشته درپول نیوز و سایت خبری تحلیلی ملت
این روز ها معلمان وقتی شاگردانشان را حضور و غیاب می کنند شاهد رشد چشمگیر نامهایی هستنند
که صدای حاضر انها بگوش نمی رسد . این روزها این تنها تغییر محسوس کلاسها و مدارس نمی باشد ، بلکه از میان حاضران هم صدای سرفه های پیاپی سکوت کلاسها را می شکند تا حضور بی اجازه انفلوانزا در کلاسهای درس و مدرسه هااز ویژ گی های دیگر مدارس و آموزش و پرورش بی وزیر باشد .ویروسی که بدون اجازه نه تنها در کلاسهای درس حاضر شده که مرزهای جغرافیایی را یکی بعد از دیگری در نوردیده و تا کنون بیش از 5000 فرصت زندگی را از قربانیان خود در 195 کشور ربوده است . و موجبی شده تا در بسیاری از کشور ها وضعیت هشدار و فوق العاده اعلام شود و هر لحظه بر امار مبتلایان و قربانیان خود بیفزاید . اماری که هر گز به تنهایی واقعیات مبتلایان و قربانیان ابن ویروس را نشان نمی دهد ، زیرا این امار تنها انعکاس دهنده قربانیان و مبتلایانی است که تو سط مراجع پزشکی و بهداشتی شناسایی شده اند و چه بسیار کسانی که در سطح جهان توسط هیچ مرجعی شناسایی و رصد نشده اند .انچه امروز در کشور های گوناگون در مواجه با این امر مشاهده می گردد اعلام وضعیت هشدار و فوق العاده و اجرای برنامه های پیشگیرانه و انتخاب بین بد وبدتر و تلاش جهت اعتماد سازی به عنوان شرط لازم و اساسی جهت مشارکت ملی در کاهش اثرات این اسیب اجتماعی می باشد . مشخص شد ن نهاد های مسئول و تبین شرح وظابف و کارکردها و اطلاع رسانی شفاف و به موقع از میزان مبتلایان قربانیان و مناطق و مراکز الوده مو جب شده تا اعتماد لازم بین مردم و مجریان صورت بگیرد و مردم به عنوان اصلی ترین عامل دررویارویی با این معضل تصمیمیات ، فرامین ، برنامه ها و توصیه های نهاد های مسئول را به راحتی قبول کرده و اجرا نمایند .تجربه این کشور ها نشان مید هد که مراکز پر جمعییت مانند پایانه های مسافربری ، متروها و اماکن عمموی از اصلی ترین عوامل شیوع و انتقال این ویروس میباشند و بر کنترل و نظارت بر این اماکن تا کید فراوان داشته اند . در این کشور ها بر نقش مدارس و محیط های اموزشی تاکید ویزه شده تا جائیکه در بسیاری از کشور ها از جمله امریکا کانادا انگلیس یونان اوکراین شیلی مکزیک زابن و حتی افغانستان اقداماتی مانند آموزش ، اطلاع رسانی تا تعطیلی موقت اجرا گردیده است .در کشور ما از شش ما قبل که ز حضور این ویروس رسانه ای شد . هر چه به زمان باز گشایی مدارس و مهر نزدیکتر می شدیم بحث میزان امادگی اموزش و پرورش در مواجهه با این مشکل مورد توجه افکار عمومی قرار گرفته است .تا جاییکه این وازارت خانه عظیم در غیاب وزیر و از زبان سر پرست از امادگی کامل خود برای باز گشایی ایمن وسالم مدارس خبر داد و در حالیکه معلمان تعطیلات تابستانی خود را می گذراندند خبر ارائه آموزش های لازم به معلمان ومدیران در خصوص این ویروس با رسانه ها مطرح گردید . محسن پور از تهیه و تدوین و ارسال دستور العمل روشن وقابل فهمی که در ان شیو ه ها و راهکار های عملی برای مقابله با این بیماری مشخص شده بود در 15 شهیور سخن گفت .دستورالعملی که می گوید : اگر 15 درصد جمعیت یک کلاس در مهد کودک ها مدارس ابتدایی راهنمایی و متوسطه به مدت سه روز انفلوانزا یا بیماری شبیه به ان مبتلا شوند باید موضوع به کمیته مناطق رسانیده شود وبا نظر انها ان کلاس به مدت 7 روز تعطیل شوند و اگر بیش از دو کلاس به این وضعیت برسند باید کل مدرسه به مدت 7 روز تعطیل شود . همچنین بنابر این دستور العمل قرار بوده که : هر روز 2 نفر مسئول غربالگری دانش اموزان هنگام ورود به مدرسه باشند تا اگر دانش اموزی علایم بیماری را دارد به منزل بر گردد تا تحت مراقبت ودرمان قرارگیرد . همچنین توصیه این دستور العمل به مدیران مدارس این بوده که : وجود یک اتاق ایزوله ضروری بوده تا دانش اموزان مریض تا زمان رسیدن والدین شان در ان اتاق نگهداری شوند .این دستور العمل و امادگی که وزرات اموزش و پرورش از ان با اطمینان خاطر سخن گفته بود دیری نپائید و با گسترش امار مبتلایان و تاکید وزیر بهداشت به زیر 24 سال بودن بیش از 50 درصد انها به چالش کشیده شد و موجب اعتراض وزیر بهداشت شد که ( بسیاری از مدارس دستور العمل را اجرا نمی کنند )و به این ترتیب وزرات بهداشت که با موج مبتلایان مواجه شده بود توپ الوده به ویروس را به زمین اموزش و پرورش انداخت و اغاز گر اختلاف در روش و چگونگی برخورد و مواجه با این بیماری در میان دونهاد اصلی شد وموجب شد تا اموزش و پرورش بی وزیر از زبان فرشته حشتمیان قائم مقام خود پاسخ دهد که :(اموزش و پرورش به صورت سیستمی هماهنگ عمل کرده ) و یاد اور شود که (هر وزارتخانه ای ساز و کار خود را دارد و علی رغم اظهارات وزیر بهداشت ، اموزش و پرورش کوتاهی نکرده است ) علاوه براین خانم حشمتیان افزود( نگرانی ما جدا از تصمیمات ما نیست و دغدغه هایمان با وزرات بهداشت یکسان است .)و باانتقاد از رسانه ای شدن این اختلاف نظر ها خطاب به مسئولان وزرات بهداشت ادمه داده که :(در بحث آنفلوانزا باید حاشیه هایی این چنین در جلسات و نشست های داخلی حل شود ونباید هر چیزی را رسانه ای کنیم )این هر چیز نامیده شدن عدم اجرای دستور العمل و تاکید بر طرح مسایل در جلسات خصوصی حتی با مرگ دانش اموزی بنام میلاد کاویانی در تهران هم تغییر محسوسی نیافت و مو جب نشد تا مسولان اموزش و پرورش با مقدم شمردن سلامت دانش اموزان ومعلمان و جامعه دست از پنهان کاری برداشته و به ارائه امار دقیق و شفاف از میزان مبتلایان و مدارس الوده بپردازند بگونه ای که :محمد سروش مدیر برنامه های انفول.انزا وزارت بهداشت گفته بود :(صادقانه هیچ امار و گزارش دقیقی در باره میزان اجرای دستور العمل و تعطیلی کلاسهای درس از وزرات اموزش و پرورش دریافت نکرده ایم .)در حالیکه اموزش و پرورش همچنان مشغول ا نکار و تکذیب تعطلیی مدارس بود صدا وسمیا خبر تعطلیی مدارس کاشان را اعلام کرد و به تبع ان تعطیل شدن کلاس های درس در بسیاری از مدارس اصفهان هم بگوش رسید و کم کم بیم اولین بودن در تعطیلی در نزد برخی مدیران مناطق شکسته شد و اخبار تعطیلی مدارس سیرجان و بابل هم از طرف مسولان محلی اعلام گردید .به راستی سوال مهم این است که چرا مسولان اموزش و پرورش حاضر به شفافیت در ابلاع رسانی نبوده اند و علی رغم رشد امار غیبت های دانش اموزان تر جیح می دهند در نبود اخبار دقیق رسمی بازار شایعات داغ گردد و خانواده ها به صورت خود سرانه مانع از رفتن فرزندانشان به مدرسه گردند . ایا انچه موجب اتخاذ این رویه گردیده بیم از تعطیلی مدارس و دغدغه فرایند تدریس و امر اموزش دانش اموزان و عقب ماندگی تحصیلی است ؟ ایا حساسیت مدیران مدارس و مناطق ازطرح نامشان به عنوان اولین ها در تعطیلی مدارس موجب اتخاذ این رویه است ؟ ایا نگرانی از رها شدن دانش اموزان در پار ک ها و مراکز تفریحی در صورت تعطیلی مدارس موجب این پنهان کاری است ؟ ایا هزینه های اجتماعی و مالی و ترک 16درصدی مشاغل دیگر به تبع تعطیلی مدرسه عامل این ابهام در اطلاع رسانی شده است ؟ و شاید هم همه ی این علتها موجب این عدم شفافیت شده باشد اما علت هر کدام که باشد سرپرست اموزش و پرورش در این خصوص می گوید : برای حفظ وصعیت جامعه و جلوگیری از تشویش نباید امار ها را اعلام کنیم .در حالیکه به نظر می رسد عدم شفافیت مسولان اموزش و پرورش بیش از انکه موجیب ارامش و راحتی خیال مردم وخانوادها باشد موجب سر در گمی انها وابهامشان در مناسب یا نا مناسب بودن محیط مدارس می گردد که در صورت تداوم میتواند موجب بی اعتمادی و عدم همراهی با برنامه ها و توصیه ها ی بهداشتی و پیشگرانه هم شود . نکته دیگر بی تفاوتی به امر سلامت معلمان و اموزگاران به عنوان اولین گروه در معرض ابتلا میباشد بگونه ای که در مدارس نقش معلمان در فرایند تشخیص 15 درصد دانش اموز در حد یک اطلاع دهنده بوده وحتی در بسیاری از موارد معاونین و مدیران مدارس از معلمان می خواهند دانش اموزانی را که بیمار تشخیص داده و غربال گیری کرده اند در کلاس خود بپذیرند . نگارنده پیشنهاد می کند علاوه بر مدیران مدارس شورای معلمان مدرسه در فرایند اعلام ابتلا ی 15 درصد ی به کمیته های مستقر در ادارات به ایفای نقش بپردازند امری که در صورت تحقق از دغدغه های مسولین وزرات بهداشت مبنی بر عدم اجرا یا برخورد سلیقه ای با دستورالعمل به شدت خواهد کاست و مشارکت و دقت و حساسیت معلمان و اموزگاران را در کمک به پیشگیری از همه گیر شدن این بیماری را افزایش خواهد داد.
این یاد داشت در هفته نامه ستاره صبح ۱۶ ابان ۸۸ منتشر شده است
انفلوانزا نامی که امروز به یک قصه تمام نشدنی تبدیل شده است و ویروسی که بدون اجازه مرزهایجغرافیایی را یکی بعد از دیگری طی کرده و تا کنون بیش از 5000 نفررا در 195 کشور قربانی خود کرده است . بیماری که حضورش باعث شده تا وضعیت هشدار و فوق العاده در بسیاری از کشور ها اعلام شود وعلی رغم بیفزاید . بر امار مبتلایان و قربانیان خود هر لحظه کشور های مبتلا به این ویروس شوم ، با اعلام وضعیت هشدار و فوق العاده و اجرای برنامه های پیشگیرانه و انتخاب بین بد وبدتر در تلاش هستنند با اعتماد سازی و جلب مشارکت ملی ا ثرات اجتماعی این حضور نامیمون را کم کنندتجربه این کشور ها نشان مید هد که مراکز پر جمعییت مانند پایانه های مسافربری ، متروها و اماکن عمومی و مراکز اموزشی ومدارس از اصلی ترین عوامل شیوع و انتقال این ویروس میباشند و بر کنترل و نظارت بر این اماکن تا کید فراوان داشته اند . هر چند که ارديبهشت ماه سال جاري «عبدالحسين دد .
منوچهر فضليخاني داشت: بر اساس مصوبه شوراي عالي آموزش و پرورش، اولياي دانشآموزان مي توانند، پس از امتحانات مستمر يا پاياني فرزند خود که در مقطع راهنمايي تحصيل مي کنند به نتيجه امتحان وي يک نمره اضافه کنند. وي افزود: اطلاعات اجراي اين طرح به مديران مدارس راهنمايي داده شده است؛ بنابراين اگر مديري در اجراي آن کوتاهي کند، تخلف محسوب ميشود. مديركل آموزش و پرورش راهنمايي از تغيير نحوه ارزشيابي انضباط در كارنامه دانش آموزان راهنمايي خبر داد و گفت: در سال تحصيلي جديد به انضباط دانش آموزان نمره داده نميشود. وي افزود: با تصويب آييننامه ارزشيابي تحصيلي در شوراي عالي آموزش و پرورش، نمره انضباط به صورت كيفي و با عناوين عالي، خوب، بسيارخوب و نياز به راهنمايي بيشتر در کارنامه تحصيلي دانش آموزان راهنمايي درج خواهد شد.
وي با اشاره به اين كه از سال تحصيلي گذشته امتحانات هماهنگ جايگزين امتحانات نهايي پايه سوم راهنمايي شده است افزود: در اين امتحانات، سئوالات به صورت استاني طرح مي شود و دانش آموز در مدرسه خود امتحان مي دهد و اوراق را نيز معلم هر دانش آموز تصحيح مي کند.
فضلي خاني خاطر نشان کرد: با برگزاري اين امتحانات درصد قبولي دانش آموزان دوره راهنمايي نسبت به سال گذشته2درصد افزايش يافته است.
اقا اجازه :
به نظر میرسد میل وشوق وعلاقه وافر به بالا رفتن امار در صد قبولی به هر روش و هر قیمتی در اموزش و پرورش تبدیل به دغدغه اصلی نه در تنها در ذهن مدیران مناطق و مدارس که تا شورای عالی هم کشیده در حال نهادینه شدن است . یحتمل سال اینده مسئولی دیگر از رشد ۲ درصدی دیگر ی در امار قبولی دانش اموزان خبر خواهد داد و با افتخار این موفقیت بی زحمت و بی ریشه را به یکدگر تبریک خواهند گفت . و این نوبرانه ها در اتاق های شیشه ای دور از حال وهوای معلمی و بسته به روی واقعیتهای کلاس ومدرسه حالا حالا ها ادامه دارد و باز هم باید منتظر تازه تر از تازه ای از این اتاق های بسته به واقعیتهای این رشد اماری باشیم . شیرینی که تلخیش فردا کام ها را تلخ خواهد کرد .
راهپیمایی های روز 13 آبان انجام شد و با تنش و درگیری هايي نيز در تهران و برخي نقاط ديگر همراه گشت. اما براستی چرا بعد از انتخابات، همه راهپیمایی هایمان صحنه درگیری و تشنج می شود؟
پاسخ این سوال ساده است: «ما» مخالف را تاب نمی آوریم. «ما» عادت داریم عقیده خود را کامل ترین اعتقاد و نظر گروه مقابل را پر از اشتباه و خطرناک بدانیم.
در روز 13 آبان، در خیابان های تهران علامت سوال بزرگی رویت شد که پاسخی برای آن یافت نشد و آن این بود که «ما» واقعا به دنبال چه هستیم؟ برای عقیده و مراممان شعار مرگ بر آمریکا سر می دهیم یا برای چیزی دیگر؟ اگر «ما» مرگ بر آمریکا را لایق مرگ می دانیم چرا دولت «ما» سخت به دنبال مذاکره با این شیطان بزرگ است؟
اگر در اطلاعیه های قبل از 13 آبان اعلام شده که مجوز تظاهرات فقط برای راهپیمایی مقابل لانه جاسوسی صادر شده، و این یعنی کسی جلوی سفارت کشورهای دیگر نرود و در روز سیزدهم آبان نیز منتقدین به سمت سفارت آمریکا در حرکت اند و مکررا در اطلاعیه ها مردم دعوت به وحدت شده اند، چرا با برخوردهای سخت و خشن از رسیدن این عده به لانه جاسوسی جلوگیری می شود؟
آیا حضور معترضان انتخابات مقابل لانه جاسوسی موجب دعوت از آمریکا برای حضور دوباره در ایران خواهد شد؟ یا داستان چیز دیگری است؟
13 آبان روز مبارزه با استکبار نام گرفته است و این یعنی در چنین روزی موافق و مخالف، طبق اطلاعیه های منتشر شده توسط نهادهای رسمی کشور علیه دشمن متحد شوند. اما باز هم با برخوردهای فیزیکی و زننده ای که با معترضان انتخابات شد، این افراد تحریک شده؛ فضای شعارها به سمت عناد رفته و معترضین و موافقین انتخابات علیه یکدیگر شعار دادند و استکبار و خونخواری اش فراموش گشت.
«ما» باید ابتدا کلاه خود را قاضی نماییم. اگر می گوییم مرگ بر آمریکا و خواهان مرگ شیطان بزرگ هستیم، مذاکره با این ابلیس چه معنایی می تواند داشته باشد؟
در صورت ادامه چنین روندی، مراسم هایی چون 13 آبان و 22 بهمن کارایی خود را از دست داده، جنبه تشریفاتی پیدا می کنند و قطعنامه های محکم و کوبنده ای كه در پایان این راهپیمایی ها توسط مردم تصویب می شود، لحظه ای ذهن دشمنان را به خود مشغول نخواهد کرد.
شبه نظاميان طالبان در ادامه جنايات خود دو معلم زن را كه در يك دبيرستان دخترانه دولتي در منطقه "باجور ايجنسي " درس مي دادند، به قتل رساندند.هر دو خانم در يك دبيرستان دخترانه دولتي درس مي دادند كه امروز توسط افراد ناشناس گروه طالبان در "خار " واقع در منطقه "باجور ايجنسي " كشته شدند و تاكنون هيچكس مسؤليت اين جنايت را به عهده نگرفته است .
به نظر می رسد حق التدریس ها که رویایشان استخدام در اموزش و پرورش هست به این ایمان رسیده اند که تا زمانیکه حکم رسمی شدنشان را نبینند نباید خیلی دلخوش مصوبات و خبر های رسانه ای باشند . چون بعد از تبریک هایی که برای مصوبه استخدام ۶۰ هزارنفری در اموزش و پرورش برای یکدیگر تیکه پاره کردنند حال باید بازهم دلشوره و نگرانی و رجا و دعا را ضمیمه ان خوشحالی نمایند زیرا :نايب رئيس کميسيون آموزش و تحقيقات مجلس از حذف رقم استخدام "60 هزار" معلم حق التدريسي از مصوبه مجلس در اين باره خبر داد و گفت: هنوز شوراي نگهبان اين مصوبه را تاييد نکرده است. اسدالله عباسي با اعلام اين خبر افزود: اعضاي شوراي نگهبان معتقدند که دولت توانايي استخدام 60 هزار معلم حق التدريسي را ندارد و اين مصوبه بار مالي زيادي را بر دوش آن مي گذارد.طرح استخدام 60 هزار معلم حق التدريسي مردادماه سال جاري به تصويب نمايندگان مجلس رسيد که با ايراداتي از سوي شوراي نگهبان روبرو شد.نماينده مردم رودسر و املش ادامه داد: به همين دليل نيز ما در کميسيون آموزش و تحقيقات مجلس رقم 60 هزار نفر را حذف کرديم و طبق طرح جديد دولت هر ساله بر اساس اعتبارات موجود خروجيهاي سالانه آموزش و پرورش و نيازهاي آن معلمان حق التدريس را جذب مي کند. شوراي نگهبان به شکل ضمني اين طرح را تاييد کرده است. آموزش و پرورش از هم اکنون بايد سازو کار استخدام اين افراد را فراهم کند و نبايد خللي در اين موضوع ايجاد شود.